محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

461

مخزن الأدوية ( ط . ج )

نافع و حمول آن با پشم پاره جهت اخراج جنين و برگ آن ضماداً در افعال ضعيف‌تر از بيخ آن و فرزجه آن جهت اخراج جنين و بيخ آن بسيار گرم و محرق و محلل و نطول آب آن با سركه و روغن گل سرخ جهت درد سر و ضماد آن به تنهايى جهت برص و درد مفاصل و تحليل اورام و فرزجه جميع اجزاى آن قاتل جنين و مخرج آن و بدل سقمونيا يك وزن و نيم آن صبر زرد و نيم وزن آن هليله زرد و گويند لاغيه است و چون سقمونيا را با گلاب و آب سماق و سفرجل بسايند و قرص سازند و عند الحاجت استعمال نمايند من جميع الجهات بيغايله است و خوردن بهى كه در آن محموده را مشوى كرده باشند با قدرى بنفشه جهت جميع امراض صفراوى و رفع تب‌ها مفيد و بىمضرت و دستور مشوى نمودن و جوارشات و معجونات آن در قرابادين مذكور شد . سقولوقندريا به فتح سين و ضم قاف و سكون واو و ضم لام و سكون واو و فتح قاف و سكون نون و فتح دال و سكون را و فتح ياى مثناة تحتانيه و الف لغت يونانى است . ماهيت آن : حيوانى است مانند عنكبوت با پاهاى بسيار برّى و بحرى مىباشد و متأخرين آن را ابو سبع و سبعين و متقدمين اربع و اربعين ناميده‌اند و اربع و اربعين طولانى است با پاهاى بسيار از قريب به سر آن تا دم در دو صف و اكثر سفيد رنگ اغبر و اربع اربعين در حرف الالف مع الراء ذكر يافت . طبيعت آن : حار حاد و از سموم قتاله است . افعال و خواص آن : در طب خواصى براى آن ننوشته‌اند و چون بر عضوى از بدن مردم برسد حكه آورد مگر آنكه طلاى مطبوخ بحرى آن در روغن زيتون سترنده مو است . فصل السين مع الكاف سكّ به ضم سين و تشديد كاف . ماهيت آن : بدان كه آن اصلى و غير اصلى مىباشد اصلى آن متخذ از عصاره آمله رطب است و آن را سك چينى نيز نامند و چون در اكثر بلاد غير هند آمله به هم نمىرسد و تازه آن به دست نمىآيد و لهذا از عصاره بلح كه خرماى نارس است مىسازند و هرگاه مشك اضافه آن نمايند آن را سكّ المسك نامند و گاه ادويه ديگر نيز به حسب حاجت داخل مىنمايند و غير اصلى آن مركب از مازو و عصاره بلح است و اين نوع از رامك است . طبيعت آن : در دويّم سرد و در اول گرم و در دويّم خشك نيز گفته‌اند . افعال و خواص آن : مفتح و محلل و قاطع نفث الدم و نزف الدم و حابس قى و بطن حادث از رطوبات و ضعف معده و امعا و حابس طبع اطفال و مقوى اعصاب و قوّت ماسكه و اعضاى باهيه و قاطع عرق و رايحه نوره و بدبويى بدن شرباً و ضماداً و طلاءً . مقدار شربت آن : تا دو مثقال . بدل آن : رامك است و نسخ آن در قرابادين ذكر يافت . سكّ المسك ماهيت آن : چون سكّ اصلى يا غير اصلى را با قدرى مشك بياميزند به اين نام خوانند و اگر در نافه مشك گذارند سكّ الجلود نامند و چون نافه را در آب خيسانيده سك را به آن آب بسرشند سكّ الماء گويند و چون نافه را كوبيده به آن بياميزند سكّ اكراس خوانند . طبيعت اقسام آن : مايل به گرمى . افعال و خواص آن : قريب به رامك و قسمى از سكّ المسك كه از جمله اطيوب است مؤلف شفاء الاسقام آن را مقوى احشا دانسته و محلل و مفتح و مبهى و مفرح و جهت درد دل و مفاصل و اسهال و نزف حيض نافع . صنعت آن آنست كه بگيرند ده رطل آب بلح تازه كه غوره خرما است و با سه رطل مازو ساييده بجوشانند تا قريب به انعقاد رسد از آتش برگرفته از هر يك از سنبل الطيب و لسان العصافير و بسباسه و برگ جوزبوا و قرنفل و قاقله صغار و كبار و عود هندى سى اوقيه و صندل زرد نيم رطل ، زعفران پنج درم ، صمغ عربى يك رطل مجموع را نرم ساييده و با آن آب مذكور بسرشند و اقراص سازند و استعمال نمايند . سكباج به كسر سين و سكون كاف و فتح باى موحده و الف و جيم معرب سركه باى فارسى است . ماهيت آن : نوع غدايى است كه از سركه ترتيب مىدهند . طبيعت آن : مبرود و مرطب . افعال و خواص آن : ملطف و مفتح و قاطع بلغم و صفرا و مسكن غليان خون . مضر نحيف البدن و صاحبان علل عصبانى و سوداوى و سرفه و سحج و قولنج و ضعف معده و مثانه و رحم و درد مفاصل و مضر شارب ادويه مسهله ، مصلح آن حلويات و پالوده صنعت آن آنست كه بگيرند گوشت را و به حد وسط ريزه ريزه كرده و اگر مرغ باشد از بندها جدا كرده نيم پخته و پياز و زردك و گندنا را چند جوشى داده لزوجت آن را گرفته با آب سرد بشويند و با